نگاهی به فیلم «رگ خواب» به کارگردانی حمید نعمت الله
فیلم «رگ خواب» به جای تخطئه سبک زندگی افسارگسیخته و غیرمذهبی، با پنداری شبه فمنیستی به مسئله می پردازد. اهریمن نمایی مردها و تأکید بیش از حد و افراطی بر تنهایی و مظلومیت زن، از نمودهای شبه فمنیستی هستند که در این فیلم دیده می شود. مینا حتی در سخت ترین شرایط و در اوج اضمحلال نیز حاضر نیست نامی از خدا ببرد. هیچ معنویتی در فیلم وجود ندارد. حتی نتیجه گیری فیلم نیز راهی به رهایی ندارد.
پایگاه بصیرت / گروه فرهنگی/آرش فهیم
«رگ خواب» یکی از مهم ترین فیلم های سال های اخیر سینمای ایران است. پرداختن به زندگی، تنهایی و اضمحلال تدریجی یک زن جوان و همچنین محور قرار گرفتن یکی از آسیب های اجتماعی و پنهان این دوران، به اضافه حضور یک فیلمساز صاحب سبک به نام حمید نعمت الله به عنوان کارگردان، برای اهمیت یک فیلم کافی است. اما مهم بودن، لزوما به معنی موفق و کامل بودن نیست، چه، «رگ خواب» در مقایسه با آثار قبلی همین کارگردان، به ویژه فیلم های «بی پولی» و «بوتیک» یک پس رفت محسوب می شود.
کابوس به جای بیداری
اتفاق قابل تأمل این است که توجه و تمرکز بر زنان و مسائل مربوط به آن ها طی سال های اخیر، در فیلم های ایرانی افزایش چشم گیری یافته است. یکی از علت های این جریان را البته می توان وابسته به ظهور گسترده کارگردان ها و فیلمنامه نویسان زن دانست، اما به طور کلی نیز سینمای امروز ایران را از نظر محتوایی می توان یک سینمای تقریباً زنانه دانست. این گرایش هم جنبه مثبت دارد و هم منفی. بسیاری از آثار تلاش دارند تا از زاویه نگاه بانوان به آسیب شناسی مشکلات خانواده و جامعه بپردازند، اما برخی فیلم ها نیز دچار انحراف می شوند و یا از زنان استفاده ابزاری می کنند یا به تبلیغ دیدگاه های فمنیستی می پردازند.
کابوس به جای بیداری
فیلم «رگ خواب» هم شاهد حضور گسترده عوامل مونث است، به طوری که علاوه بر لیلا حاتمی، بازیگر اصلی فیلم، فیلمنامه نویس آن نیز معصومه بیات است. فیلمی که سعی کرده تا از درون و خلوت یک زن جوان به نام مینا، به یک رابطه نامتعارف بپردازد. رابطه ای که ابتدا روایی است، اما رفته رفته تبدیل به یک کابوس می شود. مینا وقتی از این خواب آشفته بیدار می شود که در تاریکی و تنهایی، رها و مضمحل مانده است.
«رگ خواب» جزو آن دسته فیلم هایی است که «درس عبرت» را دستمایه خود قرار داده است. یعنی مخاطب –بویژه خانم های جوان- با دیدن این فیلم و تماشای راه اشتباه مینا و بیچاره شدن او، باید متنبه شوند و حواسشان باشد که اشتباهات او را تکرار نکنند! با این حال، ما در این فیلم هیچ تحلیل و آسیب شناسی عمیقی را نمی بینیم. فراموش نکنیم که نعمت الله به این دلیل صاحب سبک و نگاه منحصر به فرد شده که در آثارش پرداختن به معضلات جامعه را با معنویت و اخلاق گرایی در هم آمیخته بود. اما فیلم جدید وی، در عین جسارت و ساختارشکنی، از ارائه تصویری متفاوت و انتقال حس و معنایی تازه به مخاطب ناتوان است.
کابوس به جای بیداری
«رگ خواب» قرار بوده با نگاهی آسیب شناختی، ملودرامی درباره ازدواج سفید باشد، اما این فیلم از دو جنبه ضربه دیده است؛ نخست اینکه ساختار روایی و دراماتیک فیلم بیش از آنکه از منطق دنیای واقعی پیروی کند، تابع نظر و برنامه ریزی شخصی خالقان فیلم و فیلمنامه این أثر است. یعنی تحولات شخصیت ها که اساس و مبنای فراز و نشیب های داستان را در این فیلم شکل می دهند، به جای اینکه ناشی از کنش و واکنش روان شناختی شخصیت ها باشد، از سوی نویسنده و کارگردان به فیلم تحمیل می شوند. به این معنی که ما در «رگ خواب» شاهد شکل گیری یک رابطه عاطفی و به ظاهر عاشقانه میان یک زن و مرد نسبتا پخته و در آستانه میان سالی هستیم. اولا هیچ زمینه سازی منطقی برای شکل گیری و تعمیق این رابطه در فیلم دیده نمی شود. به طور مثال، مشخص نیست که مینا (با بازی خوب لیلا حاتمی) چرا این چنین شیفته و وابسته مردی می شود که اصلا شناختی از او ندارد و نمی داند که جنس روحیه اش چیست! دوم هم اینکه هیچ کس متوجه نمی شود مرد اول فیلم (با بازی کوروش تهامی) چرا یک شبه اخلاقش تغییر می کند و از عاشق، به دشمن تغییر موضع می دهد!
کابوس به جای بیداری
مشکل دوم، فقدان نگاه تحلیلی و آسیب شناختی به مسئله است. به هر حال، هیچ کس نمی تواند انکار کند که ازدواج سفید، یکی از أثرات رسوخ و رسوب مدرنیته سطحی و وارداتی و بازتاب غلبه سبک زندگی غیردینی و ضدسنتی در بخشی از جامعه امروز ماست. اینکه در فیلم «رگ خواب» می بینیم شخصیت اصلی داستان پس از فرورفتن در باتلاق یک رابطه نامتعارف، دچار فاجعه و بلا می شود، یک تمهید محتوایی بسیار کلیشه ای و کهنه است. گرفتار شدن به عقوبت گناه، نقشمایه ای است که یک قرن در سینمای جهان تکرار می شود، بی آنکه تماشاگران از آن ها درس عبرتی بگیرند!
فیلم «رگ خواب» به جای تخطئه سبک زندگی افسارگسیخته و غیرمذهبی، با پنداری شبه فمنیستی به مسئله می پردازد. اهریمن نمایی مردها و تأکید بیش از حد و افراطی بر تنهایی و مظلومیت زن، از نمودهای  شبه فمنیستی هستند که در این فیلم دیده می شود. مینا حتی در سخت ترین شرایط و در اوج اضمحلال نیز حاضر نیست نامی از خدا ببرد. هیچ معنویتی در فیلم وجود ندارد. حتی نتیجه گیری فیلم نیز  راهی به رهایی ندارد. فیلم به جای بیداری، به کابوس می رسد و ذهن مخاطب را در آشفتگی و تاریکی رها می کند و تمام می شود!
در مجموع، فیلم «رگ خواب» هم در مسیر اکثریت فیلم های زن محور سینمای ایران قرار دارد. یعنی در این فیلم هم أثری از سبک زندگی پویا و خانواده معیار و زن الگو دیده می شود و از طرف دیگر، زنان عموماً در نقش هایی غیر زنانه و در وضعیت هایی خشونت آمیز و فلاکت بار به نمایش در می آیند.
این نوع تصویرسازی از زنان و خانواده در اغلب فیلم های سینمای ما با واقعیت جاری در بخش بزرگ جامعه در تضاد است. به صراحت باید گفت که فیلم های سینمای ایران آینه تمام نمای فضای اجتماعی ما نیستند و تنها به روایت و گزارش اقلیت ها می پردازند. از طرف دیگر، از آنجایی که به هر حال سینما یک رسانه تأثیرگذار است، جهت گیری بسیاری از فیلم ها تأثیری منفی و مخرب بر فرهنگ عمومی ما خواهد گذاشت./